عبد الحسين نوايى

125

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

تشريف‌فرمائى ايشان خوشوقت شدم . وجود ايشان كيمياست . نه‌تنها به درد حروف چينى مىخورد . براى هردردى دوا هستند . البته البته مغتنم بشماريد و نگذاريد از دست بروند . زياده قربانت على اكبر دهخدا با همه فعاليت معاضد السلطنه در پاريس ، كار روزنامه به كندى پيش مىرفت . گاهى دكتر جليل خان مانع چاپ مىشد و گاهى چاپخانه پول زيادى مطالبه مى - نمود . در يك مكتوب معاضد السلطنه چنين ذكر شده : عقيدهء جنابعالى صحيح است . ما بايد با مردمان فعله و عمله و مزدور كار بكنيم . اشخاصى كه خيال صدارت و وزارت دارند ممكن نيست با ما هم‌مسلك بشوند و با نيت خالص كار بكنند . اما در باب روزنامه ، امروز جناب آقاى شيخ محمد خان به - اتفاق دكتر جليل خان رفتند مطبعهءاى كه دكتر جليل خان كتابچهء خود را چاپ كرده است ملاقات نمايند و بلكه بتوانند با او قرارى بدهند كه اين دو نمره را آنجا چاپ نمايند ؛ عصرى جواب خواهند آورد . اگر قبول نكرد ، خيال دارم حركت نمايم بيايم ايوردون و منتظر حروف‌چينى بشوم كه از بادكوبه نوشته‌اند خواهند فرستاد و اگر قبول كرد باز چند روزى مىمانم تا نمرهء اول چاپ شود و آن‌وقت حركت نمايم . نمىدانم چرا ترتيب كار ما اين‌طور پيچ مىخورد ؛ بيچاره جناب شيخ محمد خان خيلى زحمت كشيد و مىكشد كه انشاء اللّه تعالى اين روزنامه چاپ شود . . . تا حال چهار دفعه از مقام سلطنت تلگراف رسيده كه چرا از فلانىها جلوگيرى نمىكنيد . اينها در سويس چه مىكنند . چرا مانع نشده‌ايد . خيلى مضطرب شده‌اند » . در مكتوب ديگرى به تاريخ 19 شهر ذى الحجه 1326 نوشته‌اند : « قربان همه بروم . مژده مىدهم كه كار روزنامه خوب شد و شروع به كار شد . يعنى بايد از دكتر جليل خان ممنون و متشكر شد . زيرا مطبعه در اجارهء ايشان بود و مىبايست كار ايشان را قبول كند و ديگرى حق نداشت كار قبول نمايد . ولى